feed-image
شناسه خبر:12527 چهار شنبه, 03 اسفند 1390 11:21 چاپ نسخه چاپی
پست الکترونیکی ارسال به دوستان
قضاوت با شما
نوشته شده توسط صادق - یزد   

باسلام وصلوات برحضرت محمدواهلبیت پاک ومعصومش .می دانیم که کشور عزیزمان ایران اسلامی،باخون هزاران شهیدو زجرجانبازان وآزادگان وبه برکت درسنگربودن ملت شریف،به اینجارسیده که بحمدالله والنّعمه،دردنیا،بعنوان اولین کشورحامی مظلومین،ودشمن استکبارواسرائیل غاصب وهمدستانش، مطرح است.ای کاش این قدرت را داشتم تاعده ای ازکسانی که به ناحق وباعدم صلاحیت، توانسته اندپست ومقام دراین کشورعزیزمان راغصب واشغال کنندرا از كار بركناركنم . نمی دانم چراهرگزاين روحیه جنگیدن علیه دشمن ،درمن اصلاًکم رنگ نشده است واین راهم می دانم که حفظ شدن این روحیه ،ازبزرگترین الطاف خداوندبرمن است والبته نعمت هاوالطاف خداوندبزرگ بربندگانش آنقدزیاداست که به هیچ وجه قابل احصاءوشمارش نیست. "وان تعدّوانعمت الله لاتحصوها".

 

قطعاًیکی از نشانه های بارز وجود افرادی نالایق، درلباس پست ومنصب دراین کشورعزیز،همین نرسیدن فریاد وصدای آزادگان به جائی است که جداًشرم آوراست!.من قبلاًهم گفته ام جائی که فریادآزادگان که ازمقربین این حکومت هستندبه جائی نرسدنمی دانم چگونه دیگران، مشکلات وخواسته های آنان،بررسی وپی گیری می شود؟خداگواه است که من ازهیچ کس مگرخداوندقهّارترس ووحشتی ندارم وفقط آنچه خط قرمز وترمز من شده است،این است که خوف دارم اگربدعمل کرده ودراین مسیر،صدمه ای واذیتی برمن وخانواده ام واردشودنزدخداوندهیچ اجری نداشته باشم وخداوندبه من بگوید: توکه اوضاع را اینگونه می دیدی،وظیفه ات تقیّه وسکوت بود.

نمی دانم بااین عده،چگونه بایدصحبت کرد؟باچه ادبیاتی؟باچه وجهه ائی؟شایدهیچکدام ازعناوینی که من دارم نزدخداوندارزشی نداشته باشدوخداوندبه من بگوید: اینها ریائی وخودنمائی بوده ورنگ تقوا نداشته.واگرخداوندبزرگ اینگونه بگویدبه یقین راست گفته."ومن اصدق من الله حدیثاً"چه کسی راستگوترازخداوند؟ولی آیااین عناوین حداقل به درداین آقایان نمی خوردکه بنشینندوحرف من نوعی آزاده وجانباز راگوش داده واگردرست می گویم لجبازی نکرده وآن راقبول کنند؟

من درسن15سالگی درخط مقدم جبهه بوده وقبل ازآن هم دربسیج فعالیت داشته ام.سپس چندین سال دوران اسارت رادراردوگاه دشمن بعثی گذرانده ام والان هم با40درصدجانبازی مشکلات خاص خودم رادارم وهروقت نامه ای به آقایان نوشته ام تماماًسعی کرده ام به قرآن کریم وروایات اهل بیت(س) استنادکنم وهیچگاه درزندگی خود درصددزیاده طلبی واصطلاحاً زرنگی نبوده ام.تمام این ویژگیها رابه مراتب بهتر از من، دیگرآزادگان وهم بندانم نیزدارندومی بینید که بحمد الله سوادآزادگان هم کمترازدیگران نیست. تازه باآن مشکلاتی که داشته ودارنداهل علم وتحصیل هم بوده اند!حال بااین مقدمات که بخداقسم نمی خواستم آن راذکرکنم وفقط محض رضای خدابیان نمودم تا شایدوسیله ای باشدتاحقی ازآزادگان(نه خودم)ضایع نشود،آیا این خواسته وفریادماغیرقانونی وزیاده طلبی است؟وآیا این درخواست ما خلاف وگناه است که می گوئیم: ماده قانون13واصل 190رابدون زیاده ونقصان اجراکنید.که مصوّبه خودتان وسفارش مقام معظم رهبری است؟.قضاوت باصاحبان خرد.آیا این ها رابدگفته ام وبدنوشته ام؟

"واَقسطوا اِنّ الله یحبّ المقسطین".

 
نظرها
آزاده: احسنت وآفرین به ابراهیم تشکرازبیان وترسیم شماازمجاهدت ایثارگران، برای دفاع ازقرآن واسلام ومیهن مان ایران . (چهار شنبه, 10 اسفند 1390 11:17)
ابراهیم: سلام آیا دیده اید مجروحی که تیر و ترکش خورده به جای مداوا با خودکار به محل تیر و ترکش فرو ببرند آنهم با فشار و بیش از تیر و ترکش و بعد آن خودکار را درون بدن بچر خوانند ؟ نه ندیده اید و نخواهید دید . آیا دیده اید گلوله و ترکش بدون بی حسی و بیهوشی از یدن خارج کنند چند نفر قوی هیکل مجروح را محکم بگیرند تا با نخ و سوزن معمولی او را بخیه کنند ؟ نه ندیده اید و نخواهید دید. آیا دیده اید که همرزمتان را از میان شما به خاطر یک آرم سپاه روی سینه اش جدا میکنند و جلوی چشم شما به رگبار میبندند و جای سالمی روی بدنش نمی گذارند یعنی چه؟ نه ندیده اید ! بخدا الآن که این موضوع را مینویسم دستانم میلرزد واشکم جاری است نمیدانید این چیزعا تحملش یک دری دارد دیدنش دردی خاطره اش دردی دیکر. تمام اینها در اواخر آبان 62 وقتی سال اول دبیرستان بودم در کردستان عراق اتفاق افتاد داستان یا فیلم نیست واقعیت است التمس دعا (چهار شنبه, 10 اسفند 1390 10:03)
میلاد-یزد: باسلام بسیار خوب عالی واموزنده بود(صادق- یزد)واقعا ازصمیم قلبت نوشته بودیش. (دوشنبه, 08 اسفند 1390 18:42)
صادق-یزد: عزیزآزاده مختار منصوري:سلام به شمابرادرمحترم.شمالطف داریدخدایا،بحق محمدوال محمدبه این برادرآزاده ودیگرایثارگران وملت شریف ومومن ایران اسلامی، طول عمرپربرکت وسلامتی وعزت، عنایت فرما.برادرآزاده من وقتی این جمله شماراکه گفته اید:در اين واپسين لحظات عمرم فقط ميگم كوچكتونم!بغض گلویم راگرفت واشک درچشمانم جاری شدشمامایه رحمت هستیدومن برای سلامتی وطول عمرشمادعاخواهم نمود.التماس دعا. (دوشنبه, 08 اسفند 1390 10:44)
صادق-یزد: عزیزآزاده مختار منصوري:سلام به شمابرادرمحترم.شمالطف داریدخدایا،بحق محمدوال محمدبه این برادرآزاده ودیگرایثارگران وملت شریف ومومن ایران اسلامی، طول عمرپربرکت وسلامتی وعزت، عنایت فرما.برادرآزاده من وقتی این جمله شماراکه گفته اید:در اين واپسين لحظات عمرم فقط ميگم كوچكتونم!بغض گلویم راگرفت واشک درچشمانم جاری شدشمامایه رحمت هستیدومن برای سلامتی وطول عمرشمادعاخواهم نمود.التماس دعا. (دوشنبه, 08 اسفند 1390 10:29)
آزاده مختار منصوري: بسيار جالب بود فقط اين را بگويم كه دلم براي بچه ها تنگ شده است . دوستان در اين واپسين لحظات عمرم فقط ميگم كوچكتونم. (یک شنبه, 07 اسفند 1390 07:07)
مصطفی: من صادق راکاملاًتائیدمی کنم حرفهایشان تکان دهنده بودولی بنابرنقل برادرآزاده تکریت،آنچه البته بجائی نرسدفریاداست. (جمعه, 05 اسفند 1390 22:04)
آزاده -تکریت: سلام.این زحمتی که بچه هادردوران جنگ وجهادکشیدندوخصوصاًآزادگان وجانبازان،من معتقدم اگربزرگترهای ماازغروروتکبرخودشان دست کشیده وحاضرشوندلحظه ای به آنان فکرکنندوازصمیم قلب به آنهابهاداده ودرخواست متین آنان راگوش کننددیگرنیازی به این همه نامه هاوتجمعات وفریادها نبود. آنچه البته به جائی نرسدفریاداست! (جمعه, 05 اسفند 1390 07:35)

نظر خود را وارد نمایید