feed-image

کارشناس حقوقی

مقاله و يادداشت

شناسه خبر:5684 سه شنبه, 16 شهريور 1389 13:15 چاپ نسخه چاپی
پست الکترونیکی ارسال به دوستان
داوود آبادی دربرنامه راز چه گفت

برنامه دیدنی راز که هر شب ساعت 23:20 با اجرای نادر طالب‌زاده روی آنتن شبکه چهار سیما می‌رود، دوشنبه شب میزبان حمید داودآبادی محقق و نویسنده جنگ بود.

به گزارش رجانیوز،‌ داودآبادی که به‌طور ویژه بر روی پرونده چهار دیپلمات ایرانی ربوده شده تحقیق کرده است، در این برنامه ناگفته‌های جدیدی را نیز مطرح کرد که بخش‌هایی از آن در ادامه آمده است:
بعد از آزادسازی خرمشهر، صدام گفت وقتی ایرانی‌ها محمره عزیزم را گرفتند به شدت احساس خطر کردم و بغداد را از دست رفته دیدم و به گارد گفتم دور عراق دیوار بکشد. در همین زمان یک گروه تروریستی که زیر نظر صدام فعالیت می‌کرد، سفیر اسرائیل را در لندن ترور می‌کند و اسرائیل آن را دستمایه حمله به لبنان قرار می‌دهد.
9 ماه بعد، گاردین خبری از دادگاه این سه نفر که سفیر اسرائیل را زدند، منتشر می‌کند که آن‌ها اعتراف می‌کنند که این عملیات برای انحراف در پیروزی ایران بود.
آن‌ها می‌دانستند که ما به لبنان حساسیت داریم. امام هم درسخنان بعدی خود هم همین را می‌گویند. لیبرال‌ها بعد از فتح خرمشهر در داخل پیشنهاد آتش بس می‌دهند که آتش‌بس با صلح خیلی فرق دارد. آتش‌بس یعنی فعلاً‌ توقف تا ببینیم چه می‌شود. صدام نیاز به فرصت بازسازی داشت. در خاطرات شهید صیاد که وقتی زنده بود، من گرفته بودم، بازنویسی می کردم، هست که می‌گوید مسوولان و فرماندهان خدمت امام رفتیم، گزارش دادیم که رفتیم سوریه، لبنان و... ایشان گفتند که فریب‌تان دادند، اگر یک قطره خون از بینی کسی بیاید تقصیر شماست. یعنی جبهه‌ای از تهران تا لبنان بر شما باز کردند، می‌توانید پر کنید؟ صدام گفته بود من عقب می‌نشینم ایران برود با اسرائیل بجنگد، ولی ما که رفتیم همه کشورهای عربی که قبلا وعده داده بودند، جا زدند. بعداً بود که ‌امام فرمودند راه قدس از کربلا می‌گذرد.
متأسفانه این موضوع را پنهان می‌کنیم. اعزام نیرو به لبنان عملیات ما بوده و بهترین سردار جنگ یعنی حاج احمد را فدا کردیم، بقیه هم مثل رستگار و اخوان همین‌طور بودند. امروز امریکا به عراق و افغانستان حمله می‌کند و با افتخار می‌گوید می‌خواهم دموکراسی برقرار کنم. آمار کشته‌های حمله اسرائیل به بیروت خیلی زیاد بود، ما به دفاع از لبنان وارد شدیم، اما این موضوع را پنهان می‌کنند. در روزشمار خاطرات آن شخصیت مطرح سیاسی، در روز 14 تیر اسمی از حاج احمد نیست، این هست که بچه‌هایم استخر رفتندو... اما حاج احمد نیست. در حالی که همان طور که آزادسازی خرمشهر برای ما افتخار است رفتن ما به لبنان و ثمره آن حزب الله افتخار است.
برای من جالب بود که این چهار نفر چه شدند؟ از سال 72 به بعد، مدتی شروع به کار شخصی با هزینه شخصی کردم. خیلی از مطالب کتاب کمین جولای 82 نگاه من در قالب مقالات است. اخبار و اطلاعات در این مورد شدیداً ضد و نقیض بود. ایلی حبیقه که گفته بود من خودم با کلت به سر حاج احمد زدم، چند سال پیش گفت از این چهار نفر فیلم بازجویی دارد. برخی از این افراد در تاریخ لبنان جنایات زیادی کردند. همین امین جمیل اخیراً وزیر بود، از سران 14 مارس است، همین‌ها از خانواده قربانیان باج‌گیری می‌کنند که این قربانیان، فقط هم ایرانی‌ها نیستند، فالانژها تعداد زیادی از شیعیان را ربودند.
کتاب کمین جولای همه‌اش سند است. یک هفته بود که کتاب چاپ شده بود، در هواپیما بودم که در روزنامه خواندم آقای احمدی‌نژاد کتاب را خواندند و دستور تشکیل کمیته تحقیق را دادند. کمیته تشکیل شد و جلساتی در مجلس و وزارت خارجه برگزار شد، که در این جلسات معمولاً‌افراد یک نسخه از کتاب را داشتند، حاصل بررسی یک بخشی از وزارت خارجه متأسفانه این بود که این کتاب نباید چاپ می‌شد، چون شما حاج احمد را در آن سپاهی معرفی کردید!
این برنامه، برنامه راز است، یک رازی را باید بگویم. سال 73 سفارت ایران در بیروت نامه‌ای می‌زند که برای سه نفر ربوده شده بعد از چهار دیپلمات هم فکری بکنید. یعنی هفت نفر ربوده شده بودند. کمیته پیگیری این را تکذیب کرد. گفتم این نامه را روزنامه اطلاعات آن زمان زده، اسم یکی از اینها سعید شیخ توسلی است که در زندان اسرائیل بود، چند سال پیش آزاد شد و با اسم یاکوب در تل‌آویو جوراب فروشی دارد که می‌گوید من حاج احمد را در زندان دیده‌ام.
ده نفر هم قبل از حاج احمد بازداشت شدند، بعد یک نفر، بعد این چهار نفر، بعد هم سه نفر دیگر. اسرائیلی‌ها اسامی ایرانی‌هایی را که بازداشت هستند، نمی‌دهند، می‌گویند از رون آراد خلبان ما که لبنان را بمباران می‌کرد، خبر بدهید تا خبر خوش از این ایرانی‌ها به شما بدهیم.
سال 1370 جلسه‌ای تشکیل می‌شود، یک فردی از وزارت خارجه که پرونده بیست سال است، دست اوست و هنوز هم یک برگ از پرونده را نمی‌دهد، در آن جلسه بوده است. این فرد به شدت تأکید داشته که این چهار نفر زنده هستند. یک نماینده از سفارت آلمان هم در جلسه بوده که می‌گوید اگر طرف اسرائیلی سند خوبی نشان دهد که مثلاً سه نفر زنده هستند، شما چه نشان می‌دهید؟ همان فرد که با آن شدت می‌گفته،‌ چهار نفر زنده هستند، می‌گوید نه، اینها شهید شدند، شما دارید کلاهبرداری می‌کنید!
نادر طالب زاده: زمان آقای خاتمی که او به امریکا آمد، من در دانشگاه جان اف کندی حضور داشتم اولین سوالی که از وی شد این بود که یک نفر گفت "من اسرائیلی هستم رون آراد کجاست؟" سؤال اینجاست که ما در مورد حاج احمد در سطح بین المللی چه کردیم؟
داودآبادی: یک وظیفه بسیجی داریم و یک وظیفه حکومتی. اگر شهید شده باشند یا اسیر باشند، افتخار ما هستند، ولی نباید مسوولین مملکتی این موضوع را به فراموشی بسپارند. هر دولت و مجلسی که می‌آید، چند کمیته راه می‌اندازند،‌ همه هم قول شکایت از اسرائیل را می‌دهند. همین کمیته‌ای که به دستور آقای احمدی‌نژاد تشکیل شده بود، من را دعوت کرد، گفتم ‌دو سه راه حل ساده دارم و می‌توانم یک ماهه پرونده را ببندم، اما باید ظرفیت دستگاه دیپلماسی پای کار بیاید. من نمی توانم بروم لبنان یقه کسی را که وزیر است بگیرم ولی سیستم دیپلماسی باید ورود و سؤال کند.
برخی در ایران شدیداً ناآگاهانه پرونده رون آراد را به چهار دیپلمات گره زده‌اند که همان خواست اسرائیلی‌ها است، در حالی که او سه چهار سال بعد در حال بمباران لبنان بود، وقتی هواپیمایش هدف قرار گرفت و فرود آمد، مصطفی دیرانی و شیخ عبید او را دستگیر کردند. همین دیرانی و شیخ عبید که به 300، 400 سال زندان محکوم بودند، در جریان مبادله اسرا،‌تحویل داده شدند، یعنی قضیه آراد تمام شده است. مسوول کمیته پیگیری دولت آقای خاتمی، در سه مرحله گفت که آراد کشته شده، و این برای اسرائیل تمام شده است.
به نظر من تنها کسی که می‌توند پرونده را مختومه خود آقای احمدی‌نژاد است، با روحیه بسیجی که در اوست. 22 سال بود که این چهار نفر را نه شهید نه مفقود نه اسیر محسوب می‌کردند. خبرگزاری جمهوری اسلامی که اخوان بهترین عکاس جنگش بود، یک ریال حقوق به خانواده او نداده بود، تا اینکه یک نامه خانواده‌اش نوشتند، که ما به رهبری دادیم و ایشان هم تعجب کردند و دستور دادند. جالب اینکه به 12 میلیونی که به‌عنوان حقوق این سال‌ها برای خانواده‌اش در نظر گرفتند، سه چهار میلیون مالیات خورد!
به حرمت چشم‌های منتظر خانواده‌های اینها، همسر و فرزند موسوی، وارد شویم و کمیته بسیجی پیگیری راه بیاندازند نه کمیته کاسبی.
 
نظرها

نظر خود را وارد نمایید