feed-image

کارشناس حقوقی

مقاله و يادداشت

شناسه خبر:1978 یک شنبه, 01 شهريور 1388 12:19
"مهدي كروبي" در دوران مديريت بنياد شهيد
نوشته شده توسط فهيمه صابري   

همسر شهيد"مرتضي پاليزواني"درگفت وگو با روزنامه وطن امروز خاطراتي را از رفتار ومنش مديريتي دبير كل حزب اعتماد ملي بيان كرده است كه عينا" منتشر مي شود.
-
خانم صابری! ابتدا خودتان را معرفی کرده و نحوه آشنایی با همسرتان را توضیح دهید.
- به نام خدا، فهیمه صابری، همسر شهید مرتضی پالیزوانی. اینجانب بعد از ورود به بنیاد شهید به عنوان مسؤول فرهنگی به یکی از شهرک‌های بنیاد شهید رفتم. خانواده شهدای پالیزوانی نیز در این شهرک ساکن بودند و از طریق فعالیت‌های فرهنگی شهرک بود که با هم آشنا شدیم.
- نحوه همکاری شما با بنیاد از چه زمانی و چگونه بود؟
- آغاز کار من در بنیاد شهید به اوایل دی‌ماه سال 59 برمی‌گردد. از فروردین سال 60 استخدام واحد فرهنگی بنیاد شهید و پس از 20 روز به قسمت انتشارات بنیاد شهید منتقل شدم و پس از مدتی به دلیل فعالیت‌های فرهنگی گسترده به عنوان مسؤول فرهنگی به یکی از شهرک‌های بنیاد شهید منتقل شدم.

- لطفا کمی درباره فعالیت‌های فرهنگی ای که در شهرک بنیاد شهید انجام می‌دادید، بگویید؟
- از آنجا که در شهرک‌ها هم خانواده شهدا حضور داشتند و هم خانواده جانبازان، در همه سن نیازمند کار فرهنگی جدی بود. بیشتر کارهای ما هم حول محور برقراری مراسم مذهبی، نمایش فیلم و از این قبیل فعالیت‌های فرهنگی می‌گذشت.

- در این مدتی که در بنیاد بودید، فضای مدیریتی را چگونه دیدید؟
- اجازه بدهید من فراتر از بحث‌ شما صحبت کنم و برگردیم به ستاد بنیاد شهید، همان جایی که شروع کار من بود. وظیفه ستاد بنیاد شهید آمادگی برای جشن‌های 22 بهمن بود، به این صورت که در آستانه 22 بهمن میهمان‌های مختلفی را از کشورهای مختلف دعوت و مراسم ویژه‌ای را برگزار می‌کرد. وظیفه ما در ستاد، دعوت از میهمانان خارجی و خانواده‌های شهدا بود.

اما اگر بخواهم درباره سیستم مدیریتی بنیاد صحبت کنم باید بگویم ساختار بسیار ضعیف و خرابی داشت. مسؤولان بنیاد در آن زمان بیشتر از آنکه به کار ویژه خود یعنی جاری کردن فرهنگ شهادت در جامعه و برخورد مناسب با خانواده شهدا توجه کنند به مسائل مادی و شکمی اهمیت نشان می‌دادند. به گونه‌ای که اصلا بحث اصلی که شهید و شهادت و ایثارگری بود، خیلی وقت‌ها فراموش می‌شد. در این بین نیز آنچه خیلی به چشم دیده می‌شد بحث اسراف‌ بود. از آنجایی که بنده در مرکزیت ستاد بنیاد کار می‌کردم به چشم خودم می‌دیدم که هیچ مرز و محدودیت و حتی نظارتی بر مسائل نبود.

صرف اینکه جشنی برگزار شود و 22 بهمن بنیاد شهید میزبانی جشنی را داشته باشد، رئیس بنیاد شهید سخنرانی کند و تقدیری نیز از برخی خانواده‌ها شود مهم بود اما درباره میزان خرجی که در این میهمانی‌ها صورت می‌گیرد، کسی به آن توجه و نظارت نمی‌کرد.
برای مثال در جشن 22 بهمن سال 59 یک سری از خانواده‌های شهدای خارجی از جمله کشورهای بحرین، عراق، لبنان و امارات و برخی کشورهای دیگر که من الان حضور ذهن ندارم و برخی خانواده‌های شهدای ایرانی هماهنگ شد تا با یک هواپیمای اختصاصی به مشهد مقدس بروند. من به عنوان میهماندار حضور داشتم. همچنین یک خانم مترجم که بعد از ما به همراه آقای کروبی آمدند، خواهر یکی از مدیران بنیاد و خانواده‌های رئیس و مسؤولان بنیاد شهید هم در این سفر حاضر بودند. ما در هتل‌های اترک و اطلس مشهد برای 3 روز مستقر شدیم و بنا به دستور رئیس بنیاد همه چیز به‌طور کامل در اختیار میهمانان بود تا جایی که با فشار آقای کروبی، حرم حضرت امام رضا(ع) هم یک شب در قرق میهمانان بود و پس از پایان سفر به دستور آقای کروبی به هر یک از میهمانان یک بسته بزرگ زعفران جدای از هدایای مفصل دیگر به عنوان سوغات مشهد اهدا شد.سه روز آخر این سفر هم میهمانان در هتل شرایتون تهران مستقر شدند.

- خود کروبی هیچ اعتراضی به این اوضاع نداشت؟
- شخص آقای کروبی در این میهمانی‌ها حضور داشت. نماینده و معاونان آقای کروبی هم در این مراسم حضور داشتند، حتی مسؤولان بنیاد هر کدام میز و جایگاه مشخصی در سالن هتل داشتند و در آن زمان که سیگار و [...] اصلا عرف نبود با برنامه‌ریزی مسؤولان بنیاد برای میهمانان حاضر بود. در این بین آقای کروبی دائما دنبال این بود که کارمندان بنیاد اعتراضی نکنند تا جایی که اولویت را در بنیاد شهید به جای رسیدگی به امور و مشکلات خانواده‌های شهدا به کارکنان می‌داد و متاسفانه اعتراضات برخی از کارمندان عضو خانواده‌های شهدا نه تنها به جایی نمی‌رسید بلکه با بدترین وضع با آن اعتراضات برخورد می‌شد. برای مثال یکی از همکاران خانم بنده روزی درباره موضوعی خاص به آقای کروبی اعتراض کردند که ایشان جوابش را با «سیلی» داد. هرچند آقای کروبی بعدها برای عذرخواهی یک سکه برای این خانم فرستاد ولی نمونه اینگونه برخوردها با کارکنان و خانواده‌های معترض زیاد دیده می‌شد. اصلا نمی‌شد به آقای کروبی اعتراض کرد حتی معاونان ایشان هم بارها می‌گفتند که نمی‌شود به آقای کروبی اعتراض کرد. جالب است بدانید آقای فاضل یکی از معاونان ایشان به دلیل اعتراض برکنار شدند، رفتار آقای کروبی و مسؤولان وی بیشتر به رفتار دیکتاتورها شبیه بود.

- یعنی آقای فاضل از طرف آقای کروبی حذف شدند؟
- قطعا! ایشان معاون آقای کروبی بود، آن زمان نمی‌شد مستقیم به آقای کروبی چیزی گفت، حتی معاونان ایشان معتقد بودند نمی‌شود به آقای کروبی حرف زد و تنها باید به‌به و چه‌چه گفت. یادم هست می‌گفتند، اگر اعتراضی بکنید دُمتون را می‌گیرند و می‌اندازند بیرون و این‌ برخوردها را بارها به چشم خود دیده بودیم تا جایی که عزل و نصب در آن زمان بیداد می‌کرد.

- شما اشاره کردید به حضور میهمانان در هتل شرایتون، آیا آقای کروبی هم در این هتل بود؟
بله، وی کاملا در جریان بود و در هتل حضور داشت اما خود اسم هتل شرایتون مساله‌دار بود چون همه می‌دانستند که این هتل قبلا متعلق به میهمانان شاه بوده و در چنین مکانی خانواده شهدا با آن طرزی که گفته شد پذیرایی شدند که در حاشیه آن اتفاقات خاصی افتاد. یکی، دو مورد مسائل بود که کسی جرات بازگو کردن آنها را به کروبی نداشت چرا که از برخوردهای بعدی می‌ترسید. حال اینکه کسی اعتراض کرده و یا به کمیته آقای کروبی برده شده باشد، من خبری ندارم.

- لطفا درباره کمیته آقای کروبی کمی بیشتر توضیح دهید.
- من وقتی با شهید پالیزوانی ازدواج کردم ایشان تعریف می‌کرد در یک جریانی من و برادرانم را گرفتند و به مکانی به نام کمیته بنیاد در چیذر بردند و یک هفته‌ای آنجا بودیم.

- به چه دلیل همسرتان به کمیته برده شدند؟
- ایشان می‌گفتند مثل اینکه «یک نفر» به خانم برادر ایشان نظر سوئی داشته و برادرهای پالیزوانی برای اعتراض می‌روند با این فرد برخورد کنند ولی محافظ‌های آقای کروبی آنها را می‌گیرند البته بعد از مدتی معلوم می‌شود که آن فرد از طرف آقای کروبی به صدا و سیما معرفی شده بود.

پس از برخورد محافظ آقای کروبی برادران پالیزوانی را می‌برند به کمیته‌ای در چیذر و برای یک هفته در آنجا محبوس می‌شوند؟
همسرم تعریف می‌کرد بعد از یک هفته آقای کروبی برای سرکشی می‌آیند و وقتی می‌بینند ما تخت داریم و یک سری امکانات دیگر فورا دستور می‌دهند که تمام امکانات باید از اینها گرفته شود چرا که می‌گفت دلیلی ندارد اینها اینجا راحت باشند، اینها زندانی هستند و باید روی زمین بخوابند. بعد از دستور آقای کروبی در اتاق روی ایشان قفل می‌شود و جلوی در آجر می‌چینند و از زیر در به آنها غذا می‌دادند. همسرم می‌گفت بعد از مدتی ایشان و برادرانشان را انتقال می‌دهند به زندان اوین.

- یعنی آقای کروبی شخصا بازداشتگاه ترتیب داده بود؟
بله. بازداشتگاه داشت. حالا من فکر می‌کنم و شنیدم که جاهای دیگری هم این بازداشتگاه‌ها بوده، برای مثال یکی از این بازداشتگا‌ه‌ها در ساختمان بنیاد در خیابان طالقانی وجود داشته است.

- هیچ‌وقت از همسرتان نپرسیدید که در بازجویی‌ها خود آقای کروبی حضور داشت یا نه؟
نه،‌ آقای کروبی همان یک‌بار به کمیته آمد و بازجویی توسط عوامل وی انجام می‌شد اما زمانی که همسر من و برادرانش به اوین منتقل شدند، اعتصاب غذا می‌کنند و خبر اعتصاب غذا به آقای کروبی می‌رسد، وی به زندان می‌رود و می‌پرسد چرا غذا نمی‌خورید؟
همسرم و برادرانش جواب می‌دهند، ما می‌خواهیم با خبرنگاران مصاحبه کنیم و تا خبرنگاران نیایند ما به اعتصاب ادامه می‌دهیم. شهید پالیزوانی نقل می‌کند: در همین زمان بود که از دفتر امام (ره) دستور دادند که به فرزندان من بگویید اعتصاب را بشکنند. با این فرمان به نظر می‌رسد که قطعا این موضوع به دفتر امام (ره) رسیده است چرا که بعد از این دستور آقای کروبی به اوین می‌رود و اظهار پشیمانی و ندامت می‌کند.

- چرا درباره رفتارهای آقای کروبی به امام یا مراجع قضایی اعتراض نکردند؟
آن زمان اجازه این کار از طرف آقای کروبی داده نمی‌شد یعنی اعتراض برابر بود با کتک یا کمیته و آزار و اذیت و یکی از دلایلی که هیچ‌کس این کار را نمی‌کرد شاید روحیه دیکتاتوری آقای کروبی بود در حالی که پس از آقای کروبی خیلی راحت خانواده شهدا مشکلات را بدون هیچ ترسی مطرح می‌کنند.

- آیا نمونه‌های دیگری هم بجز ماجرای همسرتان سراغ دارید؟
خود من شخصا نه ولی یکی از همکاران من در بنیاد شهید از وجود حداقل 200 مورد پرونده افراد در بازداشتگاه آقای کروبی صحبت می‌کرد که همه آنها از خانواده شهدا بوده اند. برخوردهای آقای کروبی با معترضان 2‌حالت بیشتر نداشت، یا تنبیه به شدیدترین نوع ممکن یا بازداشت در کمیته‌ای که خودشان ترتیب داده بودند.

- بعضی‌ها معتقدند دلیل اینکه شما بعد از این همه سال این مسائل را مطرح می‌کنید، خصومت شخصی است و هیچ سند و مدرکی در این‌باره وجود ندارد، نظر شما چیست؟
- اینکه این مدت سکوت کردم شاید نگرانی از گسترش اعتراضات بود. در آن سال‌ها که آقای کروبی مسؤول بنیاد شهید بود من به عنوان همسر شهید قطعا با برخوردهای سخت ایشان روبه‌رو می‌شدم، اما سند برای ریخت‌وپاش‌ها و اسراف‌های سال 59، خود من هستم. چیزی که با چشم خود دیدم، من در آن سال‌ها در این ستاد فعالیت داشتم و از نزدیک شاهد برخوردها و اسراف‌ها بودم و در هر دادگاهی حاضرم شهادت بدهم. درباره ماجرای بازداشتگاه کمیته آقای کروبی متاسفانه چون بازداشتگاه غیرقانونی و مخفیانه بود، هیچ حکمی وجود ندارد.

- دلیل ساخت شهرک‌های شهید چه بود و فکر می‌کنید چرا آقای کروبی و دوستانش به فکر ساخت این شهرک‌ها افتادند؟
والله دلیل ساخت این شهرک‌ها را من دقیقا نمی‌دانم ولی می‌دانم همان زمان هم اعتراض‌هایی به وجود این شهرک‌ها بود و اینکه چرا خانواده شهدا را در این شهرک‌ها زندانی می‌کنید؟ اینکه چطور خانواده‌هایی که سرپرستی ندارند، در مکانی با این وضعیت جمع می‌شوند، متاسفانه اعتراضات به جایی نرسید ولی الان می‌بینیم که به دلیل ناکارآمدی و مشکلات موجود این شهرک‌ها جمع شدند.
برای مثال خانواده‌های شهدا را با هر روش تشویق می‌کردند به شهرک‌ها بیایند. مثلا پدر همسر بنده را مجبور کردند منزلش را فروخته و در این شهرک‌ها ساکن شوند در حالی که بسیاری از این شهرک‌ها از لحاظ محیطی و اخلاقی اصلا مناسب نبود چون در این شهرک‌ها افرادی بدون نظارت کامل ساکن می‌شدند و گاهی افرادی بودند که جزو خانواده شهدا و جانبازان نبودند و از نظر رفتاری و اعتقادی بسیار متفاوت بودند.

- برخورد بنیاد با این شهرک‌ها چطور بود؟
- بسیار بد. برای مثال فردی با لباس نظامی جلوی در شهرک به عنوان حراست بود که مراقبت می‌کرد از خانواده شهدا و از آنجا که رفت و آمد والدین نیازی به مراقبت نداشت کم‌کم این به سمت همسران شهید و نظارت بر معاشرت آنها بود. بنیاد در سال 65 مکانی را به نام کمیته ازدواج همسران شهید تشکیل داد که به نظر خیلی‌ها بیشتر شبیه شرکت‌های دوستیابی بود. در این کمیته فرم‌هایی را در اختیار همسران شهید می‌گذاشتند و فرم‌هایی را هم در اختیار آقایانی که مایل به ازدواج با همسران شهید بودند که در آن سوالاتی از جمله ظاهر، اعتقادات و تعداد فرزندان وجود داشت. البته این توهینی بود به همسران شهید چرا که در بیشتر موارد آقایی که می‌خواست خواستگاری کند ابتدا به این فکر می‌کرد که این خانم خانه که دارد، مستمری هم دارد، بچه هم که دارد و اگر شما آماری از این ازدواج‌ها بگیرید متوجه می‌شوید که اکثر این ازدواج‌ها پس از مدت کوتاهی به طلاق ختم شده، حتی اگر شما سری به بنیاد بزنید و آنها صادقانه به شما آمار بدهند حتما متوجه آمار بالای طلاق در ازدواج همسران به روش دوستان آقای کروبی می‌شوید چون در این ازدواج‌ها اصول خاصی رعایت نمی‌شد و بنیاد اجازه دخالت داشت همانطور که در طلاق هم حتما باید نماینده بنیاد حاضر می‌بود.

- یعنی بنیاد شهید در زمان آقای کروبی نقش قیم همسران شهید را داشت؟
- به نوعی بله. بنیاد در بسیاری موارد اعلام کرده بود اگر ازدواج بدون اجازه ما باشد فرزند را از مادر تحویل گرفته و آن را به والدین پدری تحویل می‌دهیم و اگر با اجازه ما باشد باید فرم‌های آماده شده را پر کنید.


- چرا بنیاد این اصرار را داشت؟
- برای اینکه خود را قیم خانواده‌ها می‌دانست. البته طبیعی است که این امر با مشاوره دادن و راهنمایی کردن کاملا متفاوت است. خیلی از همسران شهدا به دلیل ترس از قطع شدن مستمری ماهانه یا از دست دادن فرزندشان ازدواج دوباره خود را پنهان می‌کردند که این مشکلات فراوانی را به همراه داشت اما الان اینطور نیست. بعد از جنگ همسران شهید حقوق‌بگیر بنیاد شهید شدند و حتی بعد از ازدواج هم مستمری دریافت می‌کردند، چیزی که ما به آقای کروبی اصرار کردیم و وی با تحکم آن را رد کرد. در این شهرک‌ها برای کنترل کامل خانواده شهدا تمام امکانات رفاهی و خدماتی وجود داشت تا خروج آنها به حداقل برسد.

- برخورد مسؤولان بنیاد با خانواده شهدا چگونه بود؟
خیلی بد. بگذارید در این باره یک خاطره‌ای را بگویم. یک روز من همراه فرزند کوچکم در دفتر یکی از معاونان آقای کروبی بودیم که یکی از همسران شهید برای دریافت کمک مالی به دفتر وی‌ آمدند. به قدری زننده رفتار کردند که آن خانم با گریه از اتاق رفت. این نوع برخوردها با خانواده‌های شهدا از طرف دوستان آقای کروبی زیاد بود. به نوعی در زمان ریاست آقای کروبی در بنیاد شهید تکریم ارباب رجوع (خانواده شهید) معنا نداشت.

مهم نبود که با مادر یک شهید یا همسر او چگونه باید رفتار کرد، اینکه باید با محبت برخورد شود، نه با تحکم و نه با توهین. خیلی دلم می‌خواهد به‌عنوان یک خانواده شهید که خود همسر شهید و نماینده خانواده‌ای هستم که سه شهید تقدیم کشور و انقلاب کرده به آقای کروبی بگویم که ای کاش آن زمان که مفاسد در دستگاه تحت نظارت شما کاملا واضح بود و خودتان در جریان آن قرار داشتید فریاد می‌زدي، نه اینکه در برابر اعتراض، سیلی به صورت خانواده شهید بزند یا آنها را به زندان بیندازد. می‌خواهم بگویم، آقای کروبی ما فرزند شهید نداشتیم که اغتشاش کند و به خیابان بریزد. شیشه بشکند یا بخواهد که انتقامش را از مردم عادی بگیرد.

- صحبت دیگری دارید؟
ممنون، امیدوارم هر گامی که برمی‌دارید برای رضای خدا باشد. والله قسم اینها حرف‌هایی نیست برای محکومیت کسی که از روی هوای نفس زده شود، روزی که از روی هوای نفس باشد ان‌شاءالله که خدا همه چیز را برملا می‌کند چرا که دست تقدیر همه چیز را نشان می‌دهد. این حرف‌ها جز حقانیت نیست و حاضرم در دادگاه عدل الهی نیز اینها را بگویم چون بارها گفتم که حق فرزندانم را خواهم گرفت، بارها گفته‌ام اگر ظلمی در حق من شده به عنوان همسر شهید گذشت کرده‌ام ولی از حق فرزندانم نمی‌گذرم. امام بارها فرمودند، خانواده شهدا چشم و چراغ این ملتند، اما آقای کروبی! در زمان شما با این چشم و چراغ چه کردند؟ آقای کروبی! اگر من و امثال من شهید نمی‌دادیم اینجا بوسنی وهرزگوین بود، اینجا زندان ابوغریب بود و آن بدرفتاری و تجاوزی که الان شما فریاد می‌زنید، آن روز بود. آقای کروبی این صحبت‌ها از زبان همسر شهیدی است که خیلی سختی کشیده تا به اینجا رسیده است.

با این حال اگر ما هر مشکلی داریم باید میان خودمان حل کنیم، نباید بیگانه را وارد حریم خود کنیم، ما یک خانواده هستیم. آقای کروبی! مگر ما زمان جنگ مشکل نداشتیم، آیا این مشکلات را بیان کردیم؟ نه، مراقبت کردیم تا مبادا دشمن سوءاستفاده کند، خون دل خوردیم. تا ولایت فقیه پابرجاست ما گوش به فرمان ولی امر خود هستیم. چطور شده که امروز آقای کروبی داد و فریاد می‌کند که به داد زندانی‌ها برسید، بدون آنکه هیچ سند و مدرکی ارائه کند؟ آیا خانواده‌های شهدا و بسیجی‌ها از شما می‌گذرند؟ آقای کروبی! خدا را در نظر بگیرید، شهدا زنده هستند و اگر خطا کنیم ما را به پای میز محاکمه می‌کشند. راه برگشت هنوز هست، شاید مردم و خانواده شهدا شما را ببخشند.

 
نظرها
Guest: اون زمان با زمان فعل ،اختلاف خدمات بنیاد زمین تا آسمونه؛اون موقع خدمات پزشکی،تعاونی،سفرهای زیارتی به قشرهای مختلف از 10 درصد به بالا میشد الآن چی؟اون بودجه ها الآن چی میشه وکجا میره !؟از بنیاد فعلا عمل خوبی له جانبازان نمیبینم. (دوشنبه, 26 دي 1390 09:45)
شاهد: شهدا تا ابد زنده هستند و نامشان جاودانه تاریخ خواهد شد.کسانی که به ارمان شهدا خیانت کنند بدانند که در ان دنیا باید جوابگو باشند.من به عنوان خانواده شاهد از اونا گذشت نمی کنم. (شنبه, 24 دي 1390 15:41)
مجید: خداکند که فرمایشات شما راست باشد!!! چون بدانید که حق التاسی هست و الان که آقای کروبی قدرت دفاع از خود را ندارد اینجور حرفها زیاد میشود. ولی آنچه که ما یادمان است زمان آقای کروبی بهترین سرویسها به خانوناده شهدا،جانبازان و ایثارگران میشد ( هرجند که در حد عالی نبود) و بسیاری از خانواده شهدا آن دوران را دوران طلایی بنیاد شهید میدانند.ولی بعد از آن هیچ مدیری به پای مدیریت آقای کروبی نرسید. بهر حال قضاوت بین سخنان شما و عملکرد مدیریت آقای کروبی بماند یوم تبلی السرائر (پنج شنبه, 22 دي 1390 06:30)
Guest: ایول خوب اومدی (جمعه, 16 دي 1390 09:18)
مریم: حالا مسیولین الان برای ما چکار کردند حدود شش ماهه که ایمیلی برای ریاست بنیاد جناب زریبافان فرستادم اما افسوس که حتی یه جواب منفی هم ندادند. اما وقتی نه ساله بودم از طرف بنیاد به دیدار آقای کروبی به تهران آمدیم خیلی تحویل بازار و هدایا...اگه ریخت و پاشی بود فرزندان شهدا هم سهمی داشتنداما الان که فقط خودشان هپلی هپلو میکنند.با این 30 تومن وام مسکنی که میدن کی صاحبخونه میشه اگر پدران ما شهید نمی شدند قطعا پست مهمی مانند بعضیها در این دولت داشتند واین وامهای مضحک به درد خودشان میخورد (پنج شنبه, 15 دي 1390 12:29)
آ. م: کروبی هر چی هست بود و گذشت کاری نداریم ، والله اینها بی حرمتی به حضرت امام خمین و نایب بر حقش امام خامنه ای است لطفا بخاطر سلایق شخصی خود نهادهای انقلابی را زیر سوال نبرید کروبی رییس بود مملکت که رهبر داشت (یک شنبه, 11 دي 1390 07:13)
داود داودي جانباز 25درصد: آنانكه كه رفتند كاري حسيني (ع)كردندوآنانكه ماندند بايد كاري زينبي(س)كنند وگرنه يزيديند.درود وسلام بر ارواح پاك وطيبه شهداي صدر اسلام و شهداي گرانقدر انقلاب عظيم اسلامي ايران.ايثار گران وجانبازان عزيز انقلاب اسلامي ، همسنگران عزيز از شما سروران وبزرگواران عاجزانه تقا ضا دارم براي چيزهاي كوچك وبي ارزش مادي حقير نكنيد،هر چند مسئولين و خدمتگزاران به جانبازان وايثارگران وظيفه دارند نهايت تلاش وكوشش رادر جهت بر طرف كردن نيازهاي مادي اين عزيزان داشته باشند. طواف كعبه دل كن، كه كعبه،يك سنگ است كه اين خليل بنا كرد و آن خداي خليل.پيروز وموفق باشيد انشا ء الله (سه شنبه, 06 دي 1390 08:03)
داود داودي جانباز 25درصد: بنده بعنوان يك رزمنده وخدمتگذار ازمسئولين بنياد شهيد تقاضا دارم ،فكر اساسي وريشه اي براي ايثار گران بينديشند تا آنان بتوانند از باقي مانده عمرشان به خوبي بهره برده و بي استرس زندگي نمايند. (یک شنبه, 13 آذر 1390 10:12)
يه جانباز: ميدونيد ما ملت بدي هستيم..!ثابت كردن هم نميخواد واضحه.!حتما ميدونيد كه بنياد شهيد وجانبازان در طول حياتش چند بار ادغام وجدا شده اند من بچه شهرستانم.زمان جنگ وبعد جنگ مجبور بودم برا درمان به تهران بيام خوب تا نوبت وانتقال توهمين اقامتگاه دزفول وشلمچه و...3سال پيش 4تا جانباز با هم اومديم برا درمان با ماشين شخصي تهران هيچ جا راهمون ندادند هتل ها كه واگذار شدند شبي فلان تومن! ميدوني ابجي من حقوق حالت اشتغالمو مديون دولت خاتمي ام!اينم يه روي سكه است.قدر مسلم اينه كه هيچكي نتونسته اداي دين كنه در برابر شهدا وخانواده هاشون.ما جانبازا كه ديگه هيچ .خدا وكيلي از برادر جانبازم اقاي مجتهد خجالت ميكشم چون خوب ميشناسمش.من نگرانم از اين دست بچه ها كه انگشت شمارند ومارا درك ميكنند اگه برند چي ميشه !؟البته كه خدا هست ولي كاش ميشد مثل شما كه امروز ازادانه داريد مينويسيد منم مينوشتم.اقا مجتهد سايتتو سياسي نكن! شماحيفيد!! (یک شنبه, 06 آذر 1390 19:39)
يكي ازمردم: خواهرمحترم بدانيد كه اگرراست بگوييدپس سكوت شماوامثال شماخيانت به اسلام وامانت شهداءبودواي برشما وچون شمايي مثل همانهايي كه ازترس جان اهل بيت رارهاكردند (چهار شنبه, 02 آذر 1390 16:26)
ازاده: امام خمینی ره که معصوم نبودند واز عالم غیب هم که خبر نداشتند پس این وظیفه ی کسانی بود که در راس کار ویا در متن امور بودند که افشاگری کنند وحال که چنین نکرده اند گناهشان کمتر از انان که چنین اعمالی را انجام داده اند نیست (یک شنبه, 22 آبان 1390 16:57)
حاج علی از تهران: انشا الله وعده دیدار محقین با کسانی که حقشان را پایمال کردند قیامت .مواظب باشید ایمانتان را براحتی ندهید خیلی ها در دستگاه حاکمه دور حضرت امام ره بودند که آدم خوبی نبودندولی امام ره سعی در حفظ ونگهداری ایشان را داشتند چرا چون مثل امروز گرفتار سرویس های جاسوسی و رشوه های چند صد میلیونی نشوند الآن فقط نگاه کنید به افق نگاه امام خامنه ای و واکاوی گذشته را به خدا واگذار کنید و بصیرت خود را روز بروز بیشتر کنید . (سه شنبه, 03 آبان 1390 05:13)
فرزندجانباز30%: ایا میدانید دردو رنج پدررا دیدن چقدرسخت است ایا می دانی خجل شدن پدر برای تامین ساده ترین نیاز فرزندانش چقدرسخت است ایا میدانی وقتی از پدرت می پرسی که عداتی که برای ان جنگیدی وقیام کردی همین است و پدر شرمنده می شود چقدر سخت است که پدر جوابی ندارد حال ای مردم دیگر نگوئید هرچه هست برای خانواده شهدا وایثارگران است اگر هست رنج وغم است (جمعه, 29 مهر 1390 11:37)
رزمنده: فعلاً کروبی بازداشت هستندوقدرت دفاع ندارند هرچه می توانید بگوئید ،قبح غیبت وتهمت از بین رفته است و گناهی در نظر بعضی افراد لحاظ نمی شوند. اگر کروبی اینطور بودند چرا امام برخورد نمی کردند وچرا ایشان را مسئوول حجاج هم می کردند ودر روز برائت ا زمشرکین آن حادثه را آفریدند؟ (چهار شنبه, 27 مهر 1390 10:50)
محقق: سلام.واقعیت این است.که بعدازامام.شهداءجانبازا ن وآزادگان سرافراز.شدندقرآن برسرنیزه.برخی از دوستان زمان جنگ کجاتحصیل کردند.درجائی که تحصیل کردندچه نقشی راایفاکردند.که امروزه فلان خانم یافلان آقاراعلم می کنندکه حرفهائی این چنین مضحک بزند.خنده داراست.درخارج ازکشورفلانی داشته پزشکی یاعلوم سیاسی می خوانده برای خدمت به کشور.خوب این حرف که دانشگاه هاوسطح علمی دانشگاه ها یمان رازیزسئوال می برد.مگرخودمان دانشگاه با بهترین اساتیدوپیشرفته ترین تجهیزات نداریم. خوب حالاکه رفته درس خوانده.برگشته قدمش برچشم.مسئولیت بهش دادندمبارکش باشداما حق ندارندکه برای منافع سیاسی خودشان.و خراب کردن دیگران.امثال این خانم راعلم کنند. وباچنین رفتاری بخواهند.ازهم دیگرانتقام بگیرند. راست می گویند.چرا؟ازپسرهاشمی رفسنجانی بیشترنمی گویند.الان برای مثال من تخلف کرده ام.وفراری شده ام یکی ازبستگان نزدیکم را.بازداشت می کندتامنبرگردم.چرادرمور دمهدی هاشمی رفسنجانی وخواهرش چنین نمی کنند.این خانم بایدعرض کنم به صراحت که صد.درصدحرفهایش چرت وپرت است.احتمالایا جوگیرش کردند.ویاداروهایش رامیل نه فرموده بندخدا (دوشنبه, 25 مهر 1390 19:16)
بهناز: این خانم حرف دلم راگفت (یک شنبه, 24 مهر 1390 08:25)
محمدعلی اکبرزاده فرزندشهید: تاحدودی حرف این سرکارخانم صحیح است.ازریخت وپاشهاکه من خودم یکباردیدم ازنزدیک.وکتک خوردن همسروفرزندشهید.درشهرکهاکه زیرنظربنیادشهید بوده.امایک نکته ازوقتی که کروبی ازبنیادشهیدرفت کدامیک ازمسئولان بعدازکروبی باخانواده هاملاقات حضوری.داشتند.کدام یک ازمسئولین بنیادشهید. بعدازکروبی دست نوازش به سرفرزندان شهداءکشیدند.من 12ساله بودم.به همراه خاله ام که همسرشهیداست.ومادرم به تهران رفتیم.فقط خاله ام وقت ملاقات باکروبی داشت.کروبی وقتی متوجه شدکه به مااجازه ورودنداند.دستوردادکه ماراهم ببرند.برای دیدنش مامشکلاتمان راعنوان کردیم.وایشان بامهربانی رسیدگی کرد.امابعدازکروبی منزل مابخاطراینکه جناب سعیدگردشی رئیس بنیادشهیدشیراز یک وام250/000هزارتومانی ندادندمجبورشدیم که بفروشیم.بعدازکروبی یک موقعیت شغلی عالی مسئولین بنیادشهیدشیراز.ازمن گرفتند.بعداز کروبی شایعه کردندکه شرکت شاهدورشکسته شده که اکثرسهامدارانش فرزندان ایثارگران هستند.که بیشترشان مجبوربه فروش سهامشان شدند.شرکت شاهدراچه کسی پایه گذاری کرد.برای چه کسانی.کروبی هرکه بودوهرچه بود.این چنین که این خانم می گویند نبوده.شماچرا.ازجناب محمودرهنماریئس وقت بنیادشهیدشیرازوزمانی که کروبی بودنمی پرسید.برخی حرفهارانمی شودگفت.امایک سئوال.اگراین خانم واقعاحقیقت می گویند. چرا سکوت کردند.چرابه مراجع بالاترموضوع رابامدرک ارجاع نداند.البته کتمان نمی شودکرد.شاید20% حرف ایشان صحیح باشد. در.زمان کروبی بچه های ایثارگران رابه اردوهای سراسری می بردند.خانواده های شاهدرابه دیدارمسئولین می بردند.اماحالابه اسم خانواده ایثارگران .دوستان اقوام وآشنایان خودشانرابه دیدارمسئولین می برند.الان.خیلی مطالب است که دراینجاگفتنش جایزنیست.امابفرمائیدکه گزارشات مددکاران بنیادشهیدتاچه اندازه صحت دارد.وامکانات.بنیادشهیدبیشتربه نفع چه کسانی.شده هزینه های آموزش ماهارا.آنقدر به تاخیرمی اندازندتاسال بگذردبعدهم می گویند چون هزینه متعلق به سال قبل بوده قابل پرداخت.نیست.بعدازکروبی برخی ازفرزندان شاهد.برایشان مشکل درست کردند.دردانشگاه که مشروطشان کردند.کدام یک ازمسئولین بنیاد شهیدازحق شان دفاع کرد.بعدازکروبی جانبازان دردهه1370به سیاستهای مسئولین بنیادشهید شیرازوکشوراعتراض کردند.وکتک هم خوردند. چه کسی ازشان دفاع کرد.برخی شان هم زندان رفتند.می دانیدچرا؟چون شکافی که امروز ایجادشده.وحرفهای راست ودروغ این خانم و امسال این خانم رامی دیدند.حال این خانم بفرمایدکه بعدازکروبی خودش برای خانوادهای شهداءچه کرده.وکدام موضوع ومطلب باعث شده است که چنین مطالبی رابگوید.اگرایشان مدرک زنده است.من وسایربچه های شهداء وجانبازان وآزاده هاوهمسران شهداءمدرکی هستیم زنده تر.حال که ماگفتیم.ببینیم که بعداز کروبی کسانی که آمدند.چه کردند.ترازنامه بگیریدتاراست ودروغ مشخص شود. (شنبه, 23 مهر 1390 11:37)
سيد: چرا به اين حرفهاگوشميدهيدنميگويم اصلاوجود ندارد كروبي هم كهامام نبودشايد اشتباهاتي هم داشت ولي به چند دليل اين حرفها را باورنميكنم 1اين خانم وقتي اين همه بي عدالتي راديد چطور به كارخودش ادامه داد واستعفاي ايشان كاري به كار تحت حمايت بودن ايشان در بنياد نداشت 2واقعا همسر شهيدشان ويا بچه هاي اين حاجيه خانم راضي به ادامه كارايشان در اين جا بوده اند3آقاي كروبي نماينده امام بوده اندوحتي بعد ازامام نماينده ايشان در جمع آوري وجوهشان بوده اند وهستند4چطور اين خانم يكبار به دفت امام راحل نامه ننوشتند به صورت ناشناس و.........باتوجه به اين موارد شماباور ميكنيد....... (سه شنبه, 19 مهر 1390 13:25)
25%: از بی توجهی مسعولین به جانبازان بخدا پناه می بریم (چهار شنبه, 13 مهر 1390 11:37)
حسن جهانتيغ: سلام ايا شهادت سرهنگ مهرعلي جهانتيغ تاييدشد (شنبه, 09 مهر 1390 07:37)
فرزند شهید: حدود سه ماه پیش(خرداد 90) برای درمان خواهر زاده ام (نوه شهید ) که نوزادی دو ماهه بود به تهران رفتم و بدلیل طول کشیدن آزمایشات مجبور شدم در تهران بمانم ولی هنگامی که به ساختمان مرکزی بنیاد برای اسکان مراجعه کردم با بی شرمی تمام گفتند محل اسکان نداریم که ناگزیر تمام شب را در ماشین در کنار خیابان گذرانیدیم .این هم مصداق خدمتگذاری زریبافان و یارانش . به این خانم محترم بگوئید به خدا پناه ببرد و توبه کند که بهترین خاطرات ما ازدوران مدیریت کروبی بزرگ است. (یک شنبه, 13 شهريور 1390 21:36)
Guest: یک جانباز : از این بشر دو پا هرچی بگی برمیاد چه برسد به انسانهای بی تقوا.حرفهای این خانم صحیح است چونکه قبلأ ازدوستانم که در بنیادآن زمان مشغول بودن این مسائل را شنیدم ودارای مشکلات فراوانی بوده که هنوز بعضی ازآثار آن وجود دارد اونهااگر درست کار میکردن این وضع جانبازان وایثارگران وخانواده شهدا نبود . (پنج شنبه, 03 شهريور 1390 12:46)
فرزند شهید: من از این خواهر محترم می خواهم تا در قید حیات است وفرصت دارد حلالیت بطلبد که شاید در قیامت این فرصت را نیابد .همه ار اخرت خود بترسیم .انقلاب در سال 59 تا 67 در گیر بزرگترین جنگ بود و کمتریت تجربه اجرایی را داشت .چرا جوانان را با انقلاب بدبین می کنید .توبه کنید (چهار شنبه, 02 شهريور 1390 09:09)
همسر شهید: بنیاد شهید امروز بهتر از دیروز نیست لطفا جمع کنید بساط بقالی را تا دل خیلی از خانواده های شهدا بخصوص همسران مظلوم خنک شود (سه شنبه, 25 مرداد 1390 09:12)
92 - 25%: این خانم اگر راست میگفت از بنیاد استعفا میکرد . پس نظارت امام چی میشه . چرا وقتی کسی کنار میرود اینهمه حرف میزنند - الان در بنیاد شهید چه میگذرد آیا کسی هست چیزی بگوید فردا فایده نداره (دوشنبه, 24 مرداد 1390 12:35)
ف . ج: سیستم بنیاد هنوز مانند قبل خانواده ها را گریان و تحقیر می کنند .به امید روزی که احقاق حق صورت پذیرد . (یک شنبه, 16 مرداد 1390 08:18)
حق: این حرفها ممکن است تا حدی درست باشد اما چون الان همه دنبال تخریب گذشتکان هستند تا برای خودشان کلاهی بدوزند این مسایل را دامن میزنند .. راستی چرا این خانوم همان اول که به منش دیکتاتوری کروبی پی برد از بنیاد جدا نشد ؟ (شنبه, 01 مرداد 1390 16:55)
جانباز 70درصد از اهواز: سفر های زیارتی برای جانبازان در نظر بگیرید (چهار شنبه, 15 تير 1390 15:26)
ج ۵۰/: یار رهبر باید با رهبر باشد نه علیه رهبر خامنه خمینی دیگریست (شنبه, 04 تير 1390 08:28)
محمودي: ما شهيد نداديم كه كروبيها براي خودشان حكومت كنند,اكر خون شهدا است از خجالت كروبي و مانند او سر بلند بيرون مي ايند. (شنبه, 28 خرداد 1390 15:38)

نظر خود را وارد نمایید